افسانه ماه شهریور
داستان و افسانه ماه شهریور و ماه مهر به هم مرتبط هست و سنبله و ترازو هر دور در افسانه های یونانی با هم آورده شده اند بنابراین ما هم افسانه ماه شهریور و ماه مهر را در یک مطلب آورده ایم.
صورت فلکی ماه شهریور سنبله یا دوشیزه نام دارد و صورت فلکی ماه مهر میزان یا ترازو است.
در زمان اوج عصر طلایی، آسترا(الهه عدالت) که دختر زئوس و تمیس بود با ترازوی عدالتش در میان انسانها زندگی میکرد تا به آنها یاد دهد چطور با عدل و انصاف زندگی کنند. همهچیز در تعادل و آرامش مطلق بود؛ نه جنگی بود نه رنجی و نه طمعی. دیگر خدایان نیز در کنار انسانها زندگی میکردند و زمین محصولاتش را ایشان هدیه میداد.

بعد از گذشت زمان، عصر نقرهای فرا رسید. در این زمان انسانها قدردانیاشان از خدایان کمتر شد و مانند گذشته احترام نمیگذاشتند. در این عصر انسانها یاد گرفته بودند که خودشان قوانینشان را براساس نیازهایشان بنویسند و ترازوی آسترا که نماد تعادل و شرافت بود دیگر در تعادل کامل نبود.

سپس عصر برنزی یا آهن از راه رسید. عصری که خدایان یکی پس از دیگری از انسانها ناامید شدند و زمین را ترک کردند زیرا بسیار از عصر طلایی خود که در صلح و صفا بودند فاصله گرفته بودند و درگیر جنگهای خونین، طمعورزی، دزدی و بسیاری از کارهای ناشایستی که خودشان برای خودشان رقم زدند. در این لحظه بود که آسترا آخرین الهه روی زمین تصمیم گرفت زمین را برای همیشه ترک کند.

زمانی که ترازویش دیگر نه تنها نابرابر شده بود بلکه اصلا کسی به آن توجه نمیکرد قاطعانه زمین را ترک کرد و با گندمی در دست(سماک اعزل) که نشانه امید و بارورزی است شاید برای روزی که بتواند دوباره پا روی زمین بگذارد در آسمان جاودانه شد و ترازوی عدالت نیز در کنار آن تبدیل به افسانهای برای آیندگان شد.

