افسانه ماه مرداد، اسد یا شیر
صورت فلکی ماه مرداد اسد یا شیر نام دارد، این صورت فلکی یکی از صورت فلکی های زیبای آسمان است و به شکل اتو یا موش نیز در آسمان دیده میشود.
بریم به سراغ افسانه این شیر غرّان آسمان:
در یونان باستان شهری به نام نمئا وجود داشت که میزبان یک حیوان بسیار قدرتمند و ترسناک برای اهالی آن شهر بود!
شیر نمئا آن هیولای وحشتناک بود. شیری که اصلا شبیه همنوعان خودش نبود، زیرا دارای پوستی بسیار ضخیم و غیرقابل نفوذ و پنجههایی به تیزی شمشیر بود و هیچکس نمیتوانست حریفش بشود.

در همین حال یونان قهرمانی نوظهور به نام هراکلس یا همان هرکول افسانهای داشت. ماموریتی سخت به او تحمیل شده بود و باید با 12 اسطوره شکستناپذیر به مبارزه میپرداخت. اولین آنها شیر نمئا بود. بسیاری از مردم که از قدرت شیر خبر داشتند شکست دادن او را غیرممکن میدانستند به طوری که حتی هرکول نیز حریف آن حیوان درنده نخواهد شد.

سرانجام روز مبارزه فرا رسید. هرکول با هر ابزاری که در اختیار داشت به جان شیر افتاد. در ابتدا با تیر و کمان به سمتش شلیک کرد اما پوست نفوذناپذیر او حقیقت داشت و حتی خراشی نیز ایجاد نکرد. سپس هراکلس شمشیر را برگزید و به حیوان حملهور شد اما باز هم نتیجهای حاصل نشد.

هرکول که از قدرت شیر نمئا حیرتزده شده بود به دنبال راهی بود تا او را گیر بیندازد تا نتواند فرار کند. پس شیر را به سمت غاری هدایت کرد و دهانه غار را بست تا راه فراری نباشد. در این لحظه هرکول به جای استفاده از ابزار به قدرت بازوان خودش اتکا کرد و بر روی گردن شیر فرود آمد. سپس دستانش را آنقدر بین گردن شیر محکم بهم فشرد که درنهایت هیولای نمئا از پا درآمد و نابود شد.

هرکول که از اولین نبرد خود خرسند بود برای اثبات پیروزیاش خواست پوست شیر را جدا کند تا به اهالی شهر نشان دهد. ابتدا سعی داشت با چاقو و شمشیر این کار را انجام دهد اما غیرممکن بود. از پنجههای خود شیر برای بریدن پوستش استفاده کرد و سرانجام به خواسته خود رسید.

زئوس که فرمانروای کل آسمانهاست در تمامی این مدت نظارهگر این نبرد حماسی بود از قدرت و شجاعت شیر حیرتزده شده بود و تصمیم گرفت این موجود افسانهای را برای همیشه در آسمان جاودانه کند.

